هفته ی سی و هفت...آخرین هفته ی انتظاررررررر
سلام دخترم...سلطان قلبم هفته ها با تو گذشت و اینک به اخر رسید...چه روزها و و شبهایی که ذره ذره ی وجودت تو وجودم شذ همه ی زندگیممم.با لگدزدنات منو به اسمونها بردی و اسیر خودت کردی...هروقت میگفت مامانی چرا ارومی سریع یه تلنگر کوچیکیم شده بهم میزدی تا بهم اطمینان بدی که هستی...تو تمام وجودم چه شبها که خوابم نمیبرد و دوتایی باهم حرف میزدیم و تو کرشمه میرفتی و من غش میکردم.دخترم هفته ها با تو سپری شد اما با تمام درد ها و سختیهاش شد ناب ترین هفته های عمرممممممممم.و ایـــــــــــــــــــــــــــنک رسیدیم به اخرین هفته ی انتظار دخترم فرشته ی قشنگم قراره شش روز دیگه یعنی دوشنبه نهم شهریور زمینی بشی و لمس وجود تو بشه پرستشگاه من بعد خدای مهرب...
نویسنده :
سما
20:03

